أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

594

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

( 4 ) . غاوك ( ؟ ) . 524 . ساطل 1 - ؟ ارجانى : اين داروى هندى است شبيه كماى و آن مسهل است . ( 1 ) . در فرهنگ‌هاى فارسى اشاره مىشود كه اين معرب « ساتل » است كه « روشنك » نيز ناميده مىشود ؛ نك . II , Vullers ، 188 . طبق محيط اعظم ( I ، 99 ) به هندى ساتهل و ساتهلى ناميده مىشود . ابو منصور ، 333 : ساتل ، I , Dozy ، 716 : شاطل ، نك . شمارهء 594 . 525 . سبج 1 - شبه معدن [ شبه ] در طوس است . اين سنگ سياه چون قطران ، درخشان و سبك است ؛ در آتش شعله‌ور مىشود ؛ شنيده‌ام كه در آفتاب نيز شعله‌ور مىشود و بوى نفت از آن به مشام مىرسد . بىترديد اين نفت سنگ شده شبيه سنگى است كه در فرغانه تنور را با آن گرم مىكنند 2 و خاكسترش را به‌جاى اشنان به كار مىبرند 3 . در فرغانه رشته‌كوهى وجود دارد كه از آن زفت ، قير ، نفت ، موم سياه معروف به « چراغ سنگ » 4 ، سپس نوشادر ، زاج ، آهن ، مس ، سرب ، جيوه ، نقره ، طلا و فيروزه به دست مىآورند . ( 1 ) . معرب « شبه » فارسى ؛ II , Vullers ، 409 . نك . شمارهء 314 ؛ الجماهر ، 186 ؛ I , Dozy ، 624 . اين عنوان در Picture ، 123 درج شده است . ( 2 ) . زغال سنگ را در نظر دارد . ( 3 ) . الجماهر ، 186 : « و سپس خاكستر آن را براى شستن لباس به كار مىبرند » . ( 4 ) . چراغ سنگ - سنگ چراغ روشنايى ؛ قس . الجماهر ، 467 ، يادداشت 3 . 526 . سنجسبويه 1 رازى : [ اين ] تخم سيسبان 2 است ؛ در تذكرهء عبدوس 3 چنين ديده‌ام 4 . ابو معاذ : اين سيسبان 5 است . او اين را از صيدنه رازى و تذكره عبدوس روايت مىكند . كندى سنگ سبويه 6 نام مىبرد . ( 1 ) . نسخه‌هاى الف و فارسى : سجسبويه ، بايد خواند سنجسبويه ، قس . II , Vullers ، 328 ؛ I , Dozy ، 691 ؛ اين عنوان براى دومين بار در حاشيهء نسخهء الف ، ورق 80 الف نوشته شده و در آنجا نيز « سنجسبويه » ذكر شده است . همان گونه كه در اينجا اشاره مىشود ، اين تخم گياه سيسبان - نام عربى آزاد